الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

6

الغدير ( فارسى )

وحشتناكى به جولان آورد . در اين هنگام ، جوانى از سمرقند كه در تيراندازى مهارت كامل داشت ، تيرى به سوى او رها كرد و او را كشت ، در نتيجه يارانش متفرق شدند و حاجيان به سلامت به مكه رفتند و مراجعت نمودند . « 1 » باز ابن اثير دربارهء حوادث سال 415 ه چنين ادامه مىدهد : حاجيان از مكه به عراق بازگشتند ، اما به خاطر دشوارى راه ، از طريق شام آمدند . آنان هنگامى كه به مكه رسيدند ، ظاهر علوى فرمانرواى مصر مال‌هاى زياد و خلعت‌هاى قيمتى به آنان بخشيد ، و براى آنكه در برابر مردم خراسان ابراز شخصيت كند ، خود را به تكلف انداخت و به هركدام از حاجيان مبالغ زياد و هداياى فراوان عطا كرد ، در حالى كه امير الحاج مردم عراق ، ابو الحسن اقساسى و امير الحاج مردم خراسان ، حسنك نايب يمين الدوله پسر سبكتكين بود . اين كار بر خليفه القادر باللّه گران آمد . بعد از آنكه حسنك از دجله عبور كرد و به خراسان رسيد ، خليفه ، پسر اقساسى را تهديد كرد و او مريض شد و مرد و سيد مرتضى و ديگران در مرگ او مرثيه گفتند . « 2 » كمال الشرف قصيدهء « سلامى » « 3 » را كه اولش اين است : « درود بر زمزم و صفا » ، شرح كرده و سيد ابن طاوس در كتاب اليقين ، باب صد و پنجاه و پنجم و باب بعد از آن اين اشعار را از او نقل مىكند . ابن جوزى مىنويسد : ابو الحسن اقساسى داراى اشعار مليحى است ، از آن جمله شعرى كه دربارهء جوانى كه نامش بدر بوده ، سروده است : - اى بدر ، صورتت ماه شب چهارده است و ناز چشمهايت سحر . - آب رويت گل است و آب گودى زنخدانت شراب .

--> ( 1 ) . الكامل فى التاريخ : 9 / 121 . ( 2 ) . همان : 9 / 127 . ( 3 ) . او محمد بن عبد اللّه مخزومى است كه از فرزندان وليد بن مغيره است و از شعراى پيشين عراق به شمار مىرود . در سال 338 ه متولد گرديد و در 393 ه فوت كرد . ثعالبى و ابن جوزى در المنتظم و ابن خلكان در وفيات الاعيان از او ياد كرده‌اند .